|
رقابت شرافتمندانه
در رقابت حقيقي، هدفي كه بتواند وسيله ناعادلانه را توجيه كند، وجود ندارد. هدف رقابت اين نيست كه حريف را سر به نيست و يا او را به كلي از ميدان به در كنيم. تنها براي خود رقابت كردن و ديگران را زمين گير كردن ، در حقيقت شكلي از خود تخريبي است.
همه کسانی که شرافتمندانه درعرصه های رقابت شرکت می کنند چه از رقیب جلوتر باشند و چه عقب تر از رقیت , در هر دو حالت پیروزند.
متوسل نشدن به شیوه های غیر اخلاقی در هر رقابتی یک پیروزی است.
شکست برای چنین افرادی معنی ندارد. آنها در هر شرایطی پیروز واقعی اند. بنظر شما:
آیا حضور شرافتمندانه در عرصه رقابت و احترام گذاشتن به مبانی اخلاقی و رعایت انصاف پیروزی بشمار نمی رود؟
آیا تقلب نکردن و با مردم صادقانه بودن و احترام به حقوق مردم و رقبا صرف نظر از هر نتیجه ای پیروزی بشمار نمی رود ؟
اگر در عرصه رقابت پایبندی به مبانی اخلاقی و دینی نباشد نهایتا علاوه بر ضرر و زیان معنوی موجب ضرر وزیان حیثیتی و آبرو ریزی می شود.
و این آبروریزی به راحتی قابل جبران نیست.
مانند آبی است که به جوی رفته است. آیا آبی که به جوی رفته, برمی گردد؟ چيزهاي بسياري وجود دارد كه از دست دادن آنها سخت و دشوار می باشد كه مهمترين آنها آبروست.
اگر از دست دادن زندگي مرگ شخصي است، از دست دادن آبرو مرگ اجتماعي است.
از دست دادن پول خيلي بد است ولي هميشه مي توان پول بيشتري بدست آورد . از دست دادن پست و مقام برای کسی که شرافتمندانه زندگی کرده اهمیتی ندارد زیرا باز بدست می آید. اما آبرو به اندازه زندگي و حيات انسان ارزش دارد.
در رقابت حقيقي، هدفي كه بتواند وسيله ناعادلانه را توجيه كند، وجود ندارد. همه شما شنيده ايد كه بعضي ها مي گويند هدف وسيله را توجيه مي كند اما در رقابت صحيح هيچ هدفي وجود ندارد كه بتواند يك وسيله ناجوانمردانه را توجيه كند. ناجوانمردانه بازي كردن، تجاوز از اصول رقابت صحيح است. آنها كه جوانمردانه بازي مي كنند برندگان نهايي بازي هستند.
هدف رقابت اين نيست كه حريف را سر به نيست و يا او را به كلي از ميدان به در كنيم. يك رقيب واقعي حتي مي تواند بهتر از يك دوست يا معلم باشد.
تنها براي خود رقابت كردن و ديگران را زمين گير كردن ، در حقيقت شكلي از خود تخريبي است.
رقابت سالم این است که در یک فضای سالم شرکت کنندگان آنچه هستند دقیقا همان را به معرض نمایش بگذارند و داوران که در اینجا مردم اند دست به انتخاب بزنند. مثالی را مطرح می کنم:
در يك مسابقه دو ماراتون وقتي دونده اي از دونده ي ديگر پيشي مي گيرد، دونده ديگر تحريك مي شود كه سخت تر تلاش كند و از ديگري جلو بزند، اين وضع ادامه پيدا مي كند تا اینکه هر دو دونده با زمان بهتري مسابقه را به پايان مي برند.
اما وقتي رقابت به كشمكش و جدايي و يا توسل به اقدامات غيراخلاقي بيانجامد، هدف و انرژي خلاق خود را از دست مي دهد و دراين صورت نه تنها افراد، بلكه اساس منافع و رفاه عمومي را نابود مي سازد. يعني به عموم مردم لطمه و صدماتي وارد مي شود كه جبران آن مشكل است.
|