PooPoo.Ir

وب سایت رسمی غلامرضا اسکندری ----------------------------------------------------( پوپو همان هدهد است ، پيام آور خوشبختي، پرنده اي تيزبين و دوربين كه در قرآن کریم از آن یاد شده است)

همت مضاعف و تلاش مضاعف------قدر و ارزش هر انسانی به اندازه همت اوست(امام علی)--------- همت اگر سلسله جنبان شود ------------- مور تواند که سلیمان شود------------------------------------------------------

صفحه اصلی
زندگینامه
یادداشت ها
تالیفات و مقالات
گالري عکس
تماس با ما
درباره ما
جستجو
ارسال مطلب
آرشيو
RSS 2.0
-[ عکس تصادفي ]-

عکاس:حسین امینی
   + دیگر سایت ها
سایت دانشکده مدیریت دانشگاه علامه طباطبایی تهران
سایت خبری اتحاد جنوب-استان بوشهر
خبرگذاري ايرنا
سايت بنياد علمي نخبگان
سايت خبري ارم نيوز-استان بوشهر
سايت خبري سوك-استان بوشهر
خبرگذاري ايسنا
 
.
 گوش سنگين همسر يا ...
 

متن حكايت
مردي متوجه شد كه گوش همسرش سنگين شده و شنوائيش كم شده است. به نظرش رسيد كه همسرش بايد سمعك بگذارد ولي نميدانست اين موضوع را چگونه با او در ميان بگذارد. بدين خاطر، نزد دكتر خانوادگيشان رفت و مشكل را با او در ميان گذاشت.
دكتر گفت: «براي اين كه بتواني دقيقتر به من بگويي كه ميزان ناشنوايي همسرت چقدر است آزمايش ساده اي وجود دارد. ابتدا در فاصله ٤ متري او بايست و با صداي معمولي مطلبي را به او بگو. اگر نشنيد همين كار را در فاصله ٣ متري تكرار كن. بعد در ٢ متري و به همين ترتيب تا بالاخره جواب دهد. اين كار را انجام بده و جوابش را به من بگو.»
آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهيه شام بود و خود او در اتاق تلويزيون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ٤ متر است. بگذار امتحان كنم. سپس با صداي معمولي از همسرش پرسيد: «عزيزم شام چي داريم؟»
جوابي نشنيد. بعد بلند شد و يك متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسيد: «عزيزم شام چي داريم؟»
باز هم پاسخي نيامد. باز هم جلوتر رفت و از وسط هال كه تقريباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: «عزيزم شام چي داريم؟»
باز هم جوابي نشنيد . باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسيد. سوالش راتكرار كرد و باز هم جوابي نيامد.
اين بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: «عزيزم شام چي داريم؟»
زنش گفت: «مگه كري؟ براي پنجمين بار ميگم: خوراك مرغ !!!»
________________________________________
شرح حكايت
نتيجه اخلاقي:
مشكل ممكن است آنطور كه ما هميشه فكر ميكنيم در ديگران نباشد و شايد در خود ما باشد.
 

 
 

شنبه 19 مرداد 1387  -  00:20 | نویسنده: | بازدید: 225
دسته: Online News | نظرات: 0 نظر

 
 

نظرات شماهیچ نظری وجود ندارد
ارسال نظر
نام
ایمیل
وب سایت
نظر شما
 
 
نوجوان سیاستمدار
کشيشى يک پسر نوجوان داشت و کم‌کم وقتش رسيده بود که فکرى در مورد شغل آينده‌اش بکند . پسر هم مثل تقريباً بقيه هم‌سن و سالانش واقعاً نمی‌دانست که چه چيزى از زندگى می‌خواهد و ظاهراً خيلى هم اين موضوع برايش اهميت نداشت .

يک روز که پسر به مدرسه رفته بود ، پدرش تصميم گرفت آزمايشى براى او ترتيب دهد . به اتاق پسرش رفت و سه چيز را روى ميز او قرار داد : يک کتاب مقدس، يک سکه طلا و يک بطرى مشروب .

کشيش پيش خود گفت : « من پشت در پنهان می‌شوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بيايد . آنگاه خواهم ديد کداميک از اين سه چيز را از روى ميز بر می‌دارد ..»

اگر کتاب مقدس را بردارد معنيش اين است که مثل خودم کشيش خواهد شد که اين خيلى عاليست . اگر سکه را بردارد يعنى دنبال کسب و کار خواهد رفت که آنهم بد نيست . امّا اگر بطرى مشروب را بردارد يعنى آدم دائم‌الخمر و به درد نخوری خواهد شد که جا... [ادامه ...]
نظرات: 1 نظر
Online
 » ولادت با سعادت مولی الموحدین
 » پیام نوروزی اسکندری به مردم دشتستان خصوصا جوانان عزیز
 » رقابت شرافتمندانه
 » ديكشنري
 » گوش سنگين همسر يا ...
 » نهي از منكر به روش غيرمستقيم
 » الاغ پير فرصت طلب
 » حكايت زيباي گنجشكك اشي‌مشي
 

تمامي حقوق مطالب ، تصاوير و قالب سايت براي PooPoo.ir محفوظ است. 2008
طراحي و راه اندازي شده توسط 1ZaRB.com