|
- اتخاذ تدابيري به منظور مقابله با مشكل عدم تناسب و تطابق ميان توانمندي ها، تخصص ورشته تحصيلي افراد با مشاغل آنها در بسياري از سازمان ها:
هيچ شكي نيست كه اگر در كشور از افراد مطابق تخصص وتوانمندي اشان استفاده نگردد، مضرات بسياري بدنبال خواهد داشت. چرا بايد يك ليسانس حقوق كار يك حسابدار را انجام دهد ويك ليسانس حسابداري امور حقوقي را انجام دهد و مسئوليت امور حقوقي مجموعه اي را عهده دار باشد و ده ها مورد مشابه كه در سازمان هاي ما به وفور ديده مي شود نتيجه اين كار اين است فردي كه ساليانه سال در رشته اي تحصيل و تحقيق و پژوهش نموده وسرمايه گذاري كلاني كه در خصوص آموزش نيروي انساني در رشته خاصي انجام گرفته به جايي كه اين نيرو بلافاصله بعد از تحصيل در شغل مرتبط بكار گرفته شود عملاً در جاي از او استفاده شود که هيچ تناسبي با رشته تحصيلي او ندارد.
عدم بكارگيري افراد مطابق با تخصص و رشته تحصيلی شان در سازمانها باعث مي شود اندوخته هاي دوران تحصيل به بوته فراموشي سپرده شده و ما عملا سرمايه هاي كلاني كه در زمينه آموزش نيروي انساني انجام شده را دور ريخته و اين لطمه به كشور است.
پس ما بايستي از هر كس در جاي خودش استفاده كنيم ليسانس حقوق كار حقوقي انجام دهد و ليسانس حسابداري كار حسابداري كند وهمچنين ساير رشته ها. اگر ضوابطي تدوين شود كه كليه دستگاهها اين مهم را رعايت كنند فوايد ارزشمندي نصيب جامعه شده است و اين باعث جلوگيري از به هدر رفتن سرمايه هاي كلاني است كه در امر آموزش انجام شده است. نبود تطابق و تناسب ميان توانايي هاي انسان و نوع كاري كه انجام مي دهد يا مسئوليتي كه بر عهده دارد مشكلاتي نظير خستگي، تشويش، بدخلقي و بي علاقگي و افسردگی را بوجود مي آورد.
اولين تصوری كه در مورد انسان وجود دارد اين است كه او هميشه مي تواند توانايي هاي خود را با وظايف محوله هماهنگ كند.در صورتي كه ممكن است توانايي او حتي بيش از محدوده كاري اش باشد. اصولا انسان هماهنگ با وظيفه كاري خود، توانايي خود را تعديل مي كند و هميشه اين تصور مي رود كه و همگام با محدوده وظيفه كاري خويش توانايي دارد ولي در عمل ممكن است حتي ممكن است عكس اين حالت باشد.
|